خيال کردم تو هم درد آشنايي ...
به دل گفتم تو هم هم رنگه مايي
خيال کردم تو هم در باديه عشق ...
اسيره حسرت و رنج و بلايي
ندونستم که بي مهرو وفايي ...
نفهميدم گرفتار هوايي
ندونستم ته ديداره شيرين ...
نهفته چهريه تلخ جدايي
تو که گفتي دلت عاشقترينه ...
دلت عاشق ترين قلب زمينه
هميشه مهربونه با دل من ...
براي قلب تنهام همنشينه
چرا پس دل بديده بي وفايي؟ ...
شده قربانيت بي خون بهايي!
نفهميدي اميد ناميدي ...
رها کردي دلم رفتي کجايي
نمیدونستم اینقدر بی وفایی ...
نظرات شما عزیزان:
nazanin 
ساعت22:50---16 مرداد 1391
کسی نمیداند شاید شیطان عاشقه حوا بود که به انسان سجده نکرد.........
منتظره حضوره سبزتون هستم......
|